آموزش مهارت‌ها
رویکردی متفاوت (مدیریت، رهبری و مربی‌گری شماره‌ی 18)
شنبه، 26 اردیبهشت 1405

رویکردی متفاوت (مدیریت، رهبری و مربی‌گری شماره‌ی 18)

زماني كه سازمان‌ام پول بيش‌تري به‌دست آورد من كار بيش‌تري بايد انجام دهم و براي من هم بهتر خواهد بود.
رویکردی متفاوت
زماني كه سازمان‌ام پول بيش‌تري به‌دست آورد من كار بيش‌تري بايد انجام دهم و براي من هم بهتر خواهد بود.

انستیتو هدف پانتا (GOAL Institute Patna)
مترجم: محمد ابراهیم علیمردانی
شرکت فراسازه دج کاوان



مقدمه

پستچي قديمي، خوب بود؛ سر وقت سر كار حاضر مي‌شد؛ فوق‌العاده دوستانه برخورد مي‌كرد و در ارسال مرسوله‌ها سريع عمل مي‌نمود.

همواره بذله‌گو بود. هربار كه قصد داشتيم كتاب‌هاي بسياري را به مكان‌هاي دوردست در بسته‌بندي‌هاي مستقل ارسال كنيم مي‌گفت: «حتما قصد داريد آن‌ بسته‌هاي كتاب را از طريق اداره‌ي پست ارسال كنيد؛ اين‌طور نيست؟!»

و ما هم هميشه او را مطمئن مي‌كرديم كه از او انتظار نداريم آن بسته‌ها را ارسال كند و آن‌ها را از طريق اداره‌ي پست خواهيم فرستاد.

يك پستچي جديد استخدام كرده بوديم. او نيز بسيار خوب بود؛ هميشه سر موقع سر كار حاضر مي‌شد و در ارسال مرسوله‌ها سريع عمل مي‌كرد.

اولين‌باري كه متوجه شد بنا داريم بسته‌هاي بزرگ كتاب را ارسال كنيم واقعا ما را متعجب كرد.

... و همیشه به او اطمینان می‌دادیم که البته از او انتظار نداریم چنین بسته‌هایی را جابه‌جا کند. این کار توسط اداره‌ی پست تحقق خواهد یافت.

قدم‌زنان خود را به بسته‌ها رساند و يادداشت كرد كه آن‌ها بايد از طريق اداره‌ي پست ارسال شود و بي‌درنگ گفت: «چرا مي‌خواهيد اين بسته‌ها را از طريق اداره‌ي پست ارسال کنید؟ ... به من اجازه نمي‌دهيد آن‌ها را خودم ارسال كنم؟!» همه‌ي ما شگفت‌زده شده شدیم. من سؤال كردم: «آيا راست مي‌گويي؟!» بعد توضيح می‌دادم كه پستچي سابق‌مان تلاش مي‌كرد از ارسال‌هايي اين‌چنيني طفره برود.

اما پستچي ادامه داد: «البته كه جدي مي‌گويم!» سپس ابزار باركدخوان را بر روي بسته‌ها ‌كشيد و چنين ادامه داد: «مي‌توانم كتاب‌هاي‌تان را مثل اداره‌ي پست ارسال كنم. اجازه بدهيد اين‌كار را انجام دهم!»

من می‌پرسيدم: «چرا؟ ... چرا مي‌خواهي اين كتاب‌هاي سنگين را خودت ارسال كني؟!»

بدون هرگونه ابراز احساساتي می‌گفت: «به‌خاطر اين‌كه هرچقدر كسب و كار بيش‌تري براي سازمان‌ام ايجاد كنم بهتر خواهد بود. برای این‌كه سازمان‌ام پول بيش‌تري به‌دست آورد من كار بيش‌تري بايد انجام دهم و براي من هم بهتر خواهد بود. هر دو (هم من و هم سازمان‌ام) عملكرد بهتري خواهيم داشت. چرا نبايد همه‌ي كسب و كارهاي مربوط به ارسال محموله‌ها را - كه مي‌توانم انجام دهم - براي سازمان‌ام به‌دست آورم؟

این‌جا مكاني است كه كار مي‌كنم. من خود را مسؤول مي‌دانم».

من نمي‌توانستم به همکاران‌ کمک کنم که متوجه شوند كه چرا او همكاران‌اش را «همکاران سازمان‌ام» مي‌خواند و این‌که خود را مسؤول ارسال چنین محموله‌هایی می‌داند تا اين‌كه اداره‌ي پست را مسؤول ارسال چنين محموله‌هايي تلقی کند.

خب! اكنون با دو فرد در يك شغل سازماني مواجه هستيم كه هركدام رويكرد متفاوتي نسبت به شغل‌شان دارند:

  • يك فرد كارش را انجام مي‌دهد و نه بيش‌تر.
  • ديگري كارش را انجام مي‌دهد و به‌مراتب بيش‌تر.

دوست داريم در تيم همكاران‌مان در سازمان از كدام‌يك بهره ببريم؟!
منابع
(n.d.). A Different Approach. The GOAL Institute Patna.
آخرین مطالب