آموزش مهارت‌ها
در قرن بیست و یکم افراد «بازیگر» هستند نه یک «کارگر» (مدیریت، رهبری و مربی‌گری شماره‌ی 3)
شنبه، 11 بهمن 1404

در قرن بیست و یکم افراد «بازیگر» هستند نه یک «کارگر» (مدیریت، رهبری و مربی‌گری شماره‌ی 3)

اما به‌هر حال اگر آنان را مربی‌گری کنیم آنان در نمایش یا بازی مهمی ایفای نقش خواهند کرد و عظمت انسانی آنان حفظ خواهد شد؛ از خودشان، جامعه و ما سود خواهند برد.
در قرن بیست و یکم افراد «بازیگر» هستند نه یک «کارگر»
اما به‌هر حال اگر آنان را مربی‌گری کنیم آنان در نمایش یا بازی مهمی ایفای نقش خواهند کرد و عظمت انسانی آنان حفظ خواهد شد؛ از خودشان، جامعه و ما سود خواهند برد.

دیو باک
(Dave Buck)
مترجم: محمد ابراهیم علیمردانی
شرکت فراسازه دج کاوان


دیو باک (Dave Buck)

مقدمه
عصر صنعتی کار (Age of Work) به پایان خود رسید و عصر خلاقیت در نمایش و بازی (Creative Age of Play) شکوفه زده است.

تعهد (Engagement) عامل محرک صنعت جدید تلقی می‌شود نه مدیریت (Management).
اگر می‌خواهیم بر زندگی دیگران تأثیر مثبت بگذاریم نمی‌توانیم به‌سادگی به آنان بگوییم چه کار بکنند و سپس مدیریت‌شان (Manage) کنیم تا به اطاعت بپردازند.
برای این‌که بر زندگی دیگران به‌عنوان یک رهبر، کارافرین، مدیر یا فرد متخصص تأثیر مثبت بگذاریم باید یک نمایش یا بازی تدارک ببینیم که آنان بتوانند در آن پیروز شوند؛ هم‌چنین باید متعهدشان کنیم که بازی کنند و سپس مربی‌گری کنیم تا بهتر به ایفای نقش و بازی بپردازند.
این امر، رویکرد مربی‌گری نامیده می‌شود و راهی است که از چالش بیش‌تری نسبت به این امر برخوردار است که به افراد بگوییم و دستور دهیم چه کاری باید انجام دهند؛ اما نه‌تنها یکصد برابر خشنودی آنان را فراهم می‌آورد بلکه هم‌چنین مؤثرتر نیز خواهد بود.
دوباره ...

اگر می‌خواهیم تأثیر مثبتی در زندگی افراد در سازمان یا جامعه داشته باشیم باید مربی‌گری را بیاموزیم و در زمینه‌ی رویکرد مربی‌گری، مهارت پیدا کنیم.
آن‌چه به افراد گفته یا دستور داده می‌شود که انجام دهند، انجام نخواهد شد؛ زیرا افراد به انجام آن، تن نخواهند داد ... آن‌هم تنها بدین‌خاطر که ما به آنان می‌گوییم انجام دهند!
اگر فعالیت‌هایی را که دیگران باید انجام دهند ساده‌سازی کنیم و به آموزش هر وظیفه‌ی آنان در برابر فهرستی از وظایف دیگر مبادرت نکنیم به گذرگاه موفقیت دست نمی‌یابیم.
اما به‌هر حال اگر آنان را مربی‌گری کنیم آنان در نمایش یا بازی مهمی ایفای نقش خواهند کرد و عظمت انسانی آنان حفظ خواهد شد؛ از خودشان، جامعه و ما سود خواهند برد.
و نتایج به‌مراتب بیش‌تر از آن خواهد بود که به آنان بگوییم که چه‌چیزی را انجام دهند.
چه کسی از رویکرد مربی‌گری بهره می‌برد؟
دکترها باید مریض‌های‌شان را مربی‌گری کنند ...

مدیران باید کارمندان‌شان را مربی‌گری کنند ...

معلمان باید به امر مربی‌گری دانش‌اموزان‌شان بپردازند ...
کارافرینان باید مربی‌گری اعضای تیم‌شان، فروشندگان‌شان و مشتریان‌شان را در دستور کارشان قرار دهند ...

افراد متخصص نظیر: وکلا و برنامه‌ریزان مالی باید مخاطبان‌شان و تیم همکاران‌شان را مربی‌گری کنند.

فراهم‌کنندگان مراقبت‌های سلامتی (Health Care Provider) باید به مربی‌گری مریض‌های‌شان مبادرت ورزند و ......
برای تحقق هدف‌مان در مورد افرادی که قصد داریم به آنان خدمت ارائه کنیم باید بیاموزیم چگونه «هر فردی» در اطراف‌مان را مربی‌گری کنیم؛ آن‌هم در نمایش یا بازی‌ای که امکان پیروزی وجود داشته و از ارزش ایفای نقش نیز برخوردار باشد.
رویکرد مربی‌گری، چالش‌برانگیز است؛ به‌خاطر این‌که نیاز به درخواست‌هایی دارد که ممکن است برای توصیف آن به یک کلمه‌ی دقیق‌تر نیاز باشد: «ما» به‌عنوان «مربی» باید بیش‌تر تأثیرگذار باشیم؛ بیش‌تر حضور داشته باشیم؛ بیش‌تر متعهد باشیم و بیش‌تر واقعی باشیم.
آه! صبر کنید! این امر بدی نیست!
بلکه دروازه‌ای برای ما است تا به‌عهد اولیه‌ای (Original Promise) که بسته‌ایم وفادار باشیم؛ این‌که چرا می‌خواهیم در اولین جایی که واقع شدیم یک رهبر، مدیر، کارافرین، برنامه‌ریز مالی، معلم یا فرد متخصص در مراقبت‌های سلامت باشیم.
یک مربی بزرگ بودن جوابی است به تفکرهای دایما ناامیدکنندهای نظیر ذیل:

«آن‌چه فکر می‌کنیم باید واقع شود کاملا تحقق نخواهد یافت».

یک مربی بزرگ بودن مسیری به‌سمت تفاوتی است که همواره خواسته‌ایم در زندگی دیگران ایجاد کنیم؛ آن‌هم با انجام آن‌چه دوست داریم تحقق یابد.
شاید خبر خوب دیگر، آن باشد که مربی خوب بودن چیزی نیست که در یک کارگاه هفتگی انجام می‌دهیم ...

نه! بلکه بازی‌ای است که باید هر روز در آن، ایفای نقش داشته باشیم؛ آن‌هم با فداکاری در پیگیری آن امر مهم.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که در این نمایش یا بازی، ایفای نقش کنیم.

بدین‌ترتیب ... به کار واقعا سرگرم‌کننده‌ای هم خواهیم پرداخت!

پاداش بزرگی که نصیب‌مان خواهد شد آن است که بر زندگی‌مان روشنایی می‌اندازیم و هیچ‌چیز دیگری نمی‌تواند چنین روشنایی‌ای داشته باشد.
بازی ما این است که به شما کمک کنیم یک مربی بزرگ شوید و هدف خود را در این دنیا محقق کنیم!
امیدوارم همه این بازی را با ما انجام دهند.
منابع
Buck, D. (2012). 21st Century Human is a Player; NOT a Worker. Coachville.Link
آخرین مطالب