آموزش مهارت‌ها
آيا در سازمان‌مان يك مديراجرايي هستيم مدير يا رهبر؟! (مدیریت، رهبری و مربی‌گری شماره‌ی 5)
شنبه، 25 بهمن 1404

آيا در سازمان‌مان يك مديراجرايي هستيم مدير يا رهبر؟! (مدیریت، رهبری و مربی‌گری شماره‌ی 5)

يك رهبر واقعي به كارکنانش انرژي مي‌دهد تا عملكرد بالايي داشته باشند.
آيا در سازمان‌مان يك مديراجرايي هستيم مدير يا رهبر؟!
يك رهبر واقعي به كارکنانش انرژي مي‌دهد تا عملكرد بالايي داشته باشند.

رابی نیووِل لِگنِر
(Ruby Newell-Legner)
مترجم: محمد ابراهیم علیمردانی
شرکت فراسازه دج کاوان


به‌عنوان شغل اول در يك سالن سينما مشغول به‌كار شدم.

بليط مي‌فروختم ذرت و پف‌فيل بسته‌بندي مي‌كردم و در كيوسك مواد غذايي سالن مشغول به كار بودم.

نگاه اوليه‌ي افرادي كه با آن‌ها كار مي‌كردم نسبت به من در پيشبرد كسب و كار از زواياي متفاوتي بود.
كسي كه سرپرست من بود نقش مديراجرايي (Administrator) را بازي مي‌كرد.

هميشه از «قوانين» (Rules) صحبت مي‌كرد.

او مي‌خواست مطمئن شود ما تنها به بچه‌هايي اجازه مي‌دهيم بدون بليط وارد بشوند كه سن‌شان زير 12 سال است.
هميشه براي من سخت بود با مادر يا پدري صحبت كنم كه بچه‌اي داشتند كه داراي شباهت ظاهري زيادي با يك نوجوان بالاي 13 سال است. منتظر مي‌ايستادند نزديك گيشه‌ي بليط‌فروشي برسند. هميشه تعجب مي‌كردم زماني كه والدين درباره‌ي سن بچه‌ي‌شان دروغ مي‌گفتند تا هزينه‌ي كم‌تري را بپردازند و چه درس‌هايي را كه در زمينه‌ي «صداقت» به آنان ياد نمي‌دادند!
رئيسم نگران رعايت قوانين بود و وقتي با بچه‌اي مواجه مي‌شد كه به‌نظر مي‌رسيد سنش بالاي 12 سال است با عصبانيت از والدينش در اين مورد سؤال مي‌كرد.

او اين درس را فراموش كرده بود كه تجربه‌ي مثبت و خاطره‌انگيزي براي خانواده‌هاي مهمان ايجاد بكند.

او فقط علاقه‌مند بود مطمئن شود هركسي مطابق با قانون مشخص شده وارد سالن سينما مي‌شود.
صاحب سينما براي خودش مسؤوليت ديگري تعيين كرده بود.

او مي‌خواست مديريت (Management) بكند.

او بر روي بهره‌وري تمركز مي‌كرد.

اتاق مدير اداري سينما يك طبقه بالاتر و در مجاورت اتاق پروژكتور واقع شده بود و گاه و بيگاه سرزده از پله‌ها پايين مي‌آمد تا ببيند ما كارمان را درست انجام مي‌دهيم.
او دوست داشت موقعي كه از پله‌ها بالا مي‌رود يا پايين مي‌آيد دوپله دوپله بپرد ...

لذا هميشه متوجه آمدنش مي‌شديم! چون صداي «تاد تاد تاد» پريدن او را مي‌شنيديم.

اگر در آن لحظه، چيزي از ما مي‌ديد آن را به دل مي‌گرفت و نشانه‌ي دلخوري ما مي‌شد.

مدير اداري سينما از اين‌ كار متنفر بود كه درب خودكار بازشونده‌ي بالايي سينما را بيش از يك ثانيه ترك كنيم حتي اگر همان‌زمان در حال ارائه‌ي خدمات به چند مهمان باشيم.
شنيده بوديم ازدحام بالاي جمعيت براي يك نمايش موجب زيرپا افتادن ذرت و پف‌فيل‌ها شده بود.

بنابراين به ما نصيحت مي‌كردند ذرت و پف‌فيل چقدر گران است و چقدر روغن و الكتريسيته صرف تهيه‌ي آن شده است ...
از اين امر متعجب بودم كه چقدر فرق دارد اگر در آن سينما (به‌عنوان يك واحد سازماني كسب و كار) يك رهبر (Leader) واقعي وجود داشته باشد كه بتواند ما را از مأموريت سازمان‌مان آگاه كند و اين‌كه چگونه مي‌توانيم تجربه‌اي به‌يادماندني براي مهمانان سينما فراهم كنيم.
مي‌بينيد؟! با من مثل يك كارمند ساعتي رفتار مي‌شود ... مانند كسي كه مي‌آيد و در شيفت كاري، جاي من كار مي‌كند و به منزل مي‌رود.

هرگز به‌طور واقعي مسؤولين آن سازمان از من دعوت نكردند كه بخشي از آن سازمان باشم.
چقدر شگفت‌اور و متفاوت بود اگر كسي به من كمك مي‌كرد در مورد پيچيدگي‌ها و رموز ايجاد تجربه‌ي مثبت براي مهمانان مطالبي ياد بگيرم.

دوست داشتم در اين مورد فكر بكنم كه كسي الهام‌بخش من براي آن باشد كه بهتر كار بكنم.
اما در واقعيت، من در سينما حضور مي‌يافتم؛ بليط مي‌فروختم و اميد داشتم مقدار قابل‌قبولي ذرت و پف‌فيل بفروشم و دعا مي‌كردم صداي «تاد تاد تاد» كسي را نشنوم كه مي‌خواهد مرا چك كند!
يك رهبر واقعي به كارکنانش انرژي مي‌دهد تا عملكرد بالايي داشته باشند.
اغلب موارد، اشخاصي كه مسؤوليت دارند خواه مديران اجرايي، مديران يا در موارد نادري، رهبران يك سازمان، مواردي موجب جلب توجه‌شان مي‌شود كه از مسائل بيروني يك كارمند نشأت مي‌گيرد و اين امر بدين‌علت انجام مي‌شود كه بر روي چيزهاي اشتباهي تمركز مي‌كنند.
انرژي خود در سازمان را در چه اموري معطوف مي‌كنيم؟

آيا مانند يك مدير اجرايي بر قوانين (Rules) و رويه‌ها (Procedures) متمركز مي شويم؟!

آيا مانند يك مدير ابتدا بر بهره‌وري و نتايج تمركز مي‌كنيم؟!
يا يك رهبر (Leader) در سازمان‌مان هستيم كه مأموريت سازمان را با كارمندان بخش‌هاي مختلف سازمان درميان مي‌گذاريم و فضايي ايجاد مي‌كنيم كه كارمندان تشويق شوند و انگيزه داشته باشند به ما كمك كنند رؤياي‌مان تحقق يابد و يا بارور شود؟!
منابع
Newell-Legner, R. (n.d.). Are You an Administrator, Manager or Leader? www.rubyspeaks.comLink.
آخرین مطالب