آموزش مهارت‌ها
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت یوسف(علیه‌السلام)، ارشاد معنوی در سایه‌ی تدابیر مادی (مدیریت، رهبری و مربی‌گری شماره‌ی 17)
شنبه، 19 اردیبهشت 1405

سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت یوسف(علیه‌السلام)، ارشاد معنوی در سایه‌ی تدابیر مادی (مدیریت، رهبری و مربی‌گری شماره‌ی 17)

تا آن‌جا که من می‌دانم گندم به کسانی داده می‌شود که از هم‌اکنون گندم تحویل سیلوها داده باشند و برای زمان قحطی اندوخته‌ای داشته باشند.قحطی که شروع شد دیگر ذخیره‌سازی ممکن نیست؛ ذخیره همان است که از قبل فرستاده‌اید.مثل قحطی مصر مثل قیامت است؛ اگر در این هفت‌سالی که در مزرعه‌ی دنیا هستید چیزی کاشتید و آن را ذخیره کردید در هفت‌سال قحطی آخرت چیزی برای ذخیره کردن دارید ... ولی آن‌که از تلاش و ذخیره‌سازی غافل بوده است توشه‌ای برای بهره‌برداری در روز معاد ندارد.
سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت یوسف(علیه‌السلام)، ارشاد معنوی در سایه‌ی تدابیر مادی
تا آن‌جا که من می‌دانم گندم به کسانی داده می‌شود که از هم‌اکنون گندم تحویل سیلوها داده باشند و برای زمان قحطی اندوخته‌ای داشته باشند.

فرج‌الله سلحشور


مقدمه

حضرت یوسف(علیه‌السلام) فرزند یعقوب(علیه‌السلام) فرزند اسحاق(علیه‌السلام) فرزند ابراهیم(علیه‌السلام) از پیامبران بزرگ الهی و اولین پیامبر بنی‌اسراییل بود.

نام یوسف 25 بار در قرآن آمده و سوره‌ای نیز به‌نام او موجود است. این سوره، داستان زندگی یوسف(علیه‌السلام) را به‌عنوان احسن القصص (بهترین قصه‌ها) از آغاز تا پایان بیان کرده است.

حضرت یعقوب(علیه‌السلام) دوازده پسر داشت. یوسف و بنیامین از زنی به‌نام راحیل بودند که بسیار محبوب یعقوب(علیه‌السلام) بود که در جوانی درگذشت. از این‌رو، یعقوب(علیه‌السلام) این یادگاران او را بیش‌تر از فرزندان دیگرش دوست می‌داشت.

زیبایی بی‌نظیر یوسف(علیه‌السلام) نیز به علاقه‌ی پدر نسبت به وی افزوده بود و برادران یوسف(علیه‌السلام) از این بابت به او حسادت می‌کردند.

شبی یوسف(علیه‌السلام) خواب دید خورشید و ماه و یازده ستاره بر وی سجده می‌کنند. خواب خود را به پدرش باز گفت. یعقوب(علیه‌السلام) تعبیر خواب وی را بازگو کرد و سفارش کرد که رؤیای خود را به برادران‌اش نگوید. اما برادران از خواب یوسف(علیه‌السلام) آگاهی یافتند و با توجه به علاقه‌ی پدر به وی با نقشه‌ای از پیش طراحی شده، یوسف(علیه‌السلام) را به صحرا بردند و در چاه انداختند و هنگام بازگشت به پدر گفتند که یوسف(علیه‌السلام) را گرگ درید.

کاروانیانی که از کنار چاه می‌گذشتند یوسف(علیه‌السلام) را دیدند؛ از چاه درآوردند و به غلامی به مصر بردند. در آن‌جا یوسف(علیه‌السلام) به خانواده‌ی عزیز مصر راه یافت و اندکی بعد وقتی به سن بلوغ رسید زلیخا، زن عزیز مصر شیفته‌ی او شد و از او کام خواست؛ اما یوسف(علیه‌السلام) خویشتنداری کرد و از قبول پیشنهاد زلیخا سر باز زد.

خبر ماجرا به عزیز مصر رسید و پس از بررسی، بی‌گناهی یوسف(علیه‌السلام) و حیله‌ی زلیخا ثابت شد؛ ولی چون خبر در شهر منتشر شده بود پادشاه مصر بر آن شد تا یوسف(علیه‌السلام) را به زندان افکند. یوسف(علیه‌السلام) در زندان خواب دو جوان را تعبیر کرد و سالیانی بعد با راهنمایی یکی از آن دو جوان برای تعبیر خواب عزیز مصر، راهی قصر او شد. سرانجام یوسف(علیه‌السلام) به خزینه‌داری و سپس به منصب والای حکومتی رسید.

خشکسالی سرزمین کنعان، فرزندان یعقوب(علیه‌السلام) را برای تهیه‌ی آذوقه به مصر کشاند و عاقبت، یوسف(علیه‌السلام) و برادران همدیگر را شناختند. یوسف(علیه‌السلام) با برادران نیکی کرد و سرانجام با پدرش یعقوب(علیه‌السلام) - که سال‌ها در آتش فراق او می‌سوخت - دیدار کرد. چشم پدر به جمال یوسف(علیه‌السلام) روشن شد و از نابینایی - که در اثر گریه بر فراق یوسف(علیه‌السلام) به آن مبتلا شده بود - نجات یافت.

در تاریخ چنین آمده است که یوسف(علیه‌السلام) نه‌سال داشت که به چاه افتاد؛ در دوازده‌سالگی به زندان رفت؛ هجده‌سال در زندان بود و هشتاد سال پس از آزادی در مصر زندگی کرد؛ به این ترتیب در مجموع 110 سال عمر کرد.

می‌گویند پس از وفات حضرت یوسف(علیه‌السلام)، مردم مصر به‌نزاع برخاستند و هر دسته‌ای خواهان دفن جنازه‌ی او در محله‌ی خود بود تا این‌که پیکر وی را در تابوتی از مرمر نهادند و در کف رود نیل دفن کردند!

سال‌ها بعد، حضرت موسی(علیه‌السلام) پیکر وی را به فلسطین منتقل کرد و به خاک سپرد. اکنون مرقد حضرت یوسف(علیه‌السلام) در شهر خلیل‌الرحمن فلسطین است (سایت رشد به‌نقل از دو منبع ذیل:

  • رسولی محلاتی؛ «تاریخ انبیا»؛‌ جلد اول؛‌ صفحه‌ی 231
  • خزائلی؛ «اعلام قرآن»؛‌ صفحه‌ی 669).

مجموعه‌ی تلویزیونی یوسف پیامبر(علیه‌السلام)

یوسف پیامبر(علیه‌السلام)، مجموعه‌ای تلویزیونی است که به داستان زندگی حضرت یوسف(علیه‌السلام) می‌پردازد. این مجموعه که براساس سوره‌ی یوسف(علیه‌السلام) و به‌کارگردانی فرج‌الله سلحشور در ۴۵ قسمت ۵۰ دقیقه‌ای و در مرکز سیما فیلم متعلق به سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. مجموعه‌ی یوسف پیامبر(علیه‌السلام)، محصول سال‌های ۱۳۸۳ الی ۱۳۸۶ است و نخستین قسمت آن، ۷ تیر ۱۳۸۷ از تلویزیون ایران پخش شد.

سبک مدیریت و فرهنگ‌سازی حضرت یوسف(علیه‌السلام)، ارشاد معنوی در سایه‌ی تدابیر مادی

حضرت یوسف(علیه‌السلام) به‌همراه همکاران خود به مزرعه‌ی کشت گندم وارد می‌شود و با کشاورز صحبت می‌کند.

حضرت یوسف(علیه‌السلام)

گفته‌اند گندم‌ها را با خوشه ذخیره کنید؛ شما چه می‌کنید؟!

کشاورز

گندم می‌کوبم؛ کاری که همیشه می‌کردم.


حضرت یوسف(علیه‌السلام)
اکنون با گذشته خیلی متفاوت است؛ قحطی درپیش داریم.

کشاورز

من باور نمی‌کنم. این‌ها سخنان یوزارسیف است. کدام قحطی؟!

حضرت یوسف(علیه‌السلام)

اگر قحطی شد چه؟

کشاورز

من اطمینان دارم که نمی‌شود و نخواهد شد.

حضرت یوسف(علیه‌السلام)

فرض کنیم که شد؛ تو که ذخیره نداری با قحطی چه خواهی کرد؟

کشاورز

در آن صورت از مأمورین گندم می‌خریم.

حضرت یوسف(علیه‌السلام)

اما تا آن‌جا که من می‌دانم گندم به کسانی داده می‌شود که از هم‌اکنون گندم تحویل سیلوها داده باشند و برای زمان قحطی اندوخته‌ای داشته باشند.

کشاورز

وقتی دیدیم قحطی در حال آمدن است ما هم ذخیره می‌کنیم.

حضرت یوسف(علیه‌السلام)

ولی قحطی که شروع شد دیگر ذخیره‌سازی ممکن نیست؛ ذخیره همان است که از قبل فرستاده‌اید ... اما آسمان که بخیل شد قطره‌ای از آسمان نخواهد فرستاد و دانه‌ای گندم سبز نخواهد شد.
کشاورز

شما چه با اطمینان سخن می‌گویید! گویی نماینده‌ی خدایان بر روی زمین هستید یا از آینده می‌آیید و همه‌چیز را از پیش دیده‌اید.
حضرت یوسف(علیه‌السلام)

آری! من فرستاده‌ی خداوند بر روی زمین هستم؛ مثل قحطی مصر مثل قیامت است؛ اگر در این هفت‌سالی که در مزرعه‌ی دنیا هستید چیزی کاشتید و آن را ذخیره کردید در هفت‌سال قحطی آخرت چیزی برای ذخیره کردن دارید ... ولی آن‌که از تلاش و ذخیره‌سازی غافل بوده توشه‌ای برای بهره‌برداری در روز معاد ندارد ... برای زمان قحطی ذخیره کنید!

کشاورز

نگفتی که هستی؟!

حضرت یوسف(علیه‌السلام)

یوسف ... یوزارسیف هستم.

منابع

(بی.تا.). مجموعه‌ی تلویزیونی یوسف پیامبر(علیه‌السلام). ویکی‌شیعه.پیوند
آخرین مطالب